تبليغاتX
نی نی و من
Lilypie 2nd Birthday PicLilypie 2nd Birthday Ticker DaisypathNext Anniversary Ticker
بعد از زایمانم شیر من خیلی کم بود ! ولی مصمم بودم که با شیر خودم نی نی  رو بزرگش کنم حتی اجازه نمیدادم بهش قنداب و ... بدهند! روز سوم بعد از زایمان برام آش درست کردند و گفتند که از امروز شیرت شیرت میاد و حسابی باید به خودت برسی! خالم خونه ما بود و همش میگفت باید تمام لباسهات از شیر خیس میشد ولی نشده! و من هم کلی اعصابم خورد میشد ! همش از من میپرسیدند رگ میزنه یا نه ولی من حتی معنی رگ زدن را هم نمیدانستم ! میگفتند اگه از یه سینه ات شیر بدی از اون یکی باید سر ریز بشه ولی هیچی نبود ولی کمی شیر داشتم ! با کارهائی که انجام دادم شیرم کلی زیادتر شد و تا حالا خدا رو شکر نی نی  فقط شیر خودمو خورده و پیشرفت وزنیش هم عالیه! ۲ ماه اول هر شب و صبح یه فنجان جوشونده رازیانه میخوردم واقعا عالی جواب میداد! دکتر هم برام قطره شیر افزا و کپسول مولتی ویتامین مینرال داده بود انها هم اثر خوبی داشتند بعد یه چیزی کشف کردم و اون ماءالشعیر بود هر شب یه لیوان میخوردم و کلی شیرم زیاد میشد ! بعد ها فهمیدم که ممکنه در بعضی از خانمها اصلا شیر سر ریز نشه مثل من ! و همچنین اصلا رگ نزنه (البته من بعد ها رگ زدن رو اون هم گاهی تجربه میکردم)

توصیه ای که دارم اینه که در ماههای اول چون قدرت مکیدن بچه خیلی کمه از هر سینه به مدت ۲۰-۳۰ دقیقه شیر بدین! اگه بچه هنگام شیر خوردن خوابش برد با نوازش لپ و گوشش بیدارش کنید و وادارش کنید که بخوره! موقع شیر دادن اوایل آبکی و بعدش چربی داره ! حتما متوجه شدید که وقتی شیر میدید بعد از یه مدت مک زدن صدای شر شر میاد و شیرتون میسره شیر بعد از اونه که بچه رو سیر میکنه اگه توجه کنید بعدش بچه چند تا مک میزنه بعد قورت میده! این همون شیر اصلیه و باید تا آخرش به بچه بدید ! شیر اولیه آبکی و قند داره و اگه فقط اونو به بچه بدید ممکنه ایجاد حساسیت بکنه و نفخ شکم هم ایجاد بکنه! همیشه سعی کنید که سینه هاتون رو کاملا خالی کنید چون باعث ترشح بیشتر شیر میشه! خوردن حبوبات هم باعث نفخ شکم کوچولوها میشه ! راستی یادم رفت بگم که کاهم و سبزیجات هم زیاد بخورید

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:57  توسط مامان نی نی | 
به اطلاع همه عزیران و مادران منتظر خبر مرخصی زایمان میرساند که در تاریخ ۱۰/۵/۱۳۸۶ یک نامه از طرف رئیس جمهور به تمامی وزارت خانه ها - ادارات -سازمانها -و........................ ارسال شده و مرخصی زایمان از ۴ ماه به ۶ ماه و فرصت شیر دهی از ۲۰ ماه به ۲۴ ماه افزایش یافته و طبق نظر بخش حقوقی وزارت بهداشت و آموزش پزشکی این مرخصی شامل تمام کسانی میشود که بعد از تاریخ ۱۰/۵/۱۳۸۶ در حال مرخصی بوده اند یا رفته اند و این آئین نامه را بعضی از ادارات مانند مخابرات در تاریخ ۱۴/۵/۸۶ دریافت کرده اند ولی بعضی دیگر ابراز بی اطلاعی میکنند و از آنجائی که این نامه به صورت همزمان ارسال شده دلیل ابراز بی اطلاعی برخی از سازمانها معلوم نیست ! از جمله اداره ما که از اون بالا بالاش که وزارت خونه باشه میگن آئین نامش نیومده! و من بیچاره موندم هاج و واج ! این چند روز رو مرخصی گرفتم ببینم چی میشه ! احتمالا مخوان اینقدر کشش بدن تا دو ماه بگذره دیگه خیاشون راحت بشه! بابا یکی به اینا بگه تو رو خدا زود باشین ! نی نی های ما گناه دارن!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 11:45  توسط مامان نی نی | 
دیروز چهارمین ماهگرد شیوطونک بود و از طرفی روزی که مرخصی چهار ماهه من تموم میشد! پریروز دیگه زدم به سیم آخر رفتم از اداره شماره مسئول مرخصیهای وزارت خونمونو گرفتم زنگ زدم ببینم این ابلاغ چی شد (آخه همه جا نوشته که ائین نامه اقزایش مرخصی زایمان ابلاغ شد) بعد هزاران زحمت اون آقا رو پیداش کردم ولی گفت که ابلاغ هنوز نیومده و خبر نداره خلاصه زنگ زدم وزارت رفاه اونجا گقتند به اینجا مربوط نمیشه که باید از سازمان برنامه و بودجه خبر بگیری زنگ زدم به برنامه و بودجه گفتند به اینجا مربوط نمیشه که زنگ بزن به ریاست جمهوری و قسمت مصوبات رو بگیر زنگ زدم اونجا گفت خانوم بعد از اینکه مجلس یه لایحه رو تصویب میکنه میره به معاونت حقوقی مجلس و از اونجا ابلاغ میشه به ما هم رونوشت اونو میفرستن! خلاصه سرتونو درد نیارم زنگ زدم به معاونت حقوقی مجلس گفتند روز 15 مرداد این قانون به روزنامه رسمی داده شده و قانون 15 روز بعد از روزنامه رسمی قابلیت اجرا پیدا میکنه یعنی اگر مرخصی شما 30 مرداد تموم میشد شما رو هم 6 ماه شامل میشد ولی شما زنگ بزن وزارت بهداشت چون این وزارتخونه پیشنهاد دهنده است و اونهم ابلاغ میکنه شاید تصمیمشون یه چیز دیگه باشه خلاصه زنگ زدم به وزارت بهداشت اونجا روهم بعد از هزار و یک مصیبت گرفتم اونا هم گقتن این قسمتش که آیا خانومهائی که در حال مرخصی هستند رو میگیره یا نه مشخص نیست و قراره تا 2-3 روز قسمت حقوقیمون تصمیم بگیره (بازم موند)

آخه یکی بگه مگه بچه های ما زیر ۶ ماه نیستن؟

دیروز رفتم اداره شروع به کار کردم آخه گفته بودند که باید شروع به کار کنی بعد ! صبح بابائی مرخصی گرفت و موند خونه و من ساعت 7.30 رسیدم اداره رفتم تو اتاقمون اون قسمتی که من کار میکنم وظایفم رو دادند به یکی از همکارهام البته اضافه کاریم رو هم به ایشون میدن و ماهی 100-120 تومنی اضافه میگیره! تو اتاقمون مونیتور من فقط ال سی دی بود دیدم حسابی تقسیم ارث کردند و اموال من بیچاره رو غارت کرده اند کیسم یه طرف ، مونیتورم یه طرف ، حتی به موس و کیبوردم هم رحم نکرده بودند! فنجان و بشقاب و .... که وسائل شخصیم بودند رو توی کشوی میزم گذاشته بودم تا کشو رو باز کردم دیدم کلی وسائل به درد نخور ریختن تو کشوی من خلاصه رفتم کار گزینی تا ببینم چیکار میشه کرد خواستم نیمه وقت کار کنم قانونشو خوندم دیدم نمیتونم باید رسمی باشم و من نیستم! خلاصه همکارهام بهم گفتند که دو سه روز مرخصی استعلاجی برم بعدش مرخصی استحقاقی همینجوری تلفیق کنم تا استحقاقیهام تموم بشن بعد برم بدون حقوق! دو ساعتی اونجا بودم که به بابائی زنگ زدم گقت هیچی شازده پی پی قرموده اند داشتم ایشونو میشستم منم کم نیاوردم و گفتم خوب قبلا بهت گفته بودم بیا آموزش ببین! بعد ساعت 9.5 از اداره با مرخصی ساعتی زدم بیرون و 10 رسیدم خونه ! تا عصر پیش فندقم بودم تازگیها هم کلی شیطون شده ! دیدین اون عروسکهای کوکی رو که تا میذاریشون زمین راه میافتن؟ اصلا هم فکر نمیکنن ! کوشولوی ما هم اینطوری شده تا میذاریش روی زمنی قل میخوره و برعکس میشه بعد دستاش میمونن زیرش کلی داد و بیداد میکنه تا دستاشو در بیاره بعد پاهاشو جمع میکنه و سعی میکنه به طرف جلو حرکت کنه ولی از اونجائی که بلد نیست دستاشو حرکت بده باسنش قلمبه میاد بالا ماهم کلی میخندیم! محبوب ترین اسباب بازیش شده کیسه فریزر (میبینین تو رو خدا بچم چقدر صرفه جو هستش؟) یه صداهای عجیب و غریب هم در میاره که اگه پشت در بایستید و نبینینش فکر میکنین 2 تا گربه در حال جنگیدن هستند!

دیشب ماهگرد 4 ماهگیش بود من و بابائی یه دوست مشترک و خانوادگی به اسم علی داریم یه پسر بسیار خوبیه (آخه من و بابائی و علی قبلا تو یه شرکت شریک بودیم) البته الان هم شریکیم! دیشب نوبت علی بود که ما رو شام ببره بیرون ! رفتیم پیتزا کلی گفتیم و خندیدیم علی میگفت من باید دخترمو بندازم به این پسرتون ! حالا ما میگیم بابا علی اول مامان دخترتو پیدا کن بعد ! میگه آره راست کیگین !نی نی  بیا بریم مادر زنتو خودت انتخاب کن ! خلاصه کلی خوش گذشت ساعت 11.30 بود که رسیدیم خونه نی نی  رو میگین کلی حالش خوب شده بود خواستیم بخوابیم چراغو خاموش کردیم  این آقا تازه شروع کردند به آواز خواندن کلی خندیدیم ! صبح امروز هم بردیم با مادر شوهرم واکسنشو زدیم الهی چه گریه ای کرد! الان هم خوابه! وزن و قد و دور سرشم عالی بودند! وزن = 7800گرم  دور سر =44سانتی متر   قد = ۶۸ سانتی متر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 13:11  توسط مامان نی نی | 

آیا میدانید که سالیانه بیش از 100 مودک زیر 5 سال به خاطر خفگی جان خود را از دست میدهند؟و اطفال بین 5 تا 18 ماهگی بیشترین ریسک خطر پذیری را دارند؟ برای حقظ کودکتان از خطر خفگی موارد زیر را مورد نظر قرار دهید:

1- هیچوقت کودکتان را در هنگام خوردن شیشه شیر تنها نگذارید مخصوصا وفتی که او به پشت دراز کشیده ! چه بسا شیر به گلویش بپرد و شیر را تنفس کند و این کار باعث خفگی او شود!

2- وقتی شما شروع به خوراندن غذاهای جامد میکنید غذاهائی را که او قادر به جویدن آنها نیست را به او ندهید تکه های بزرگ به راحتی راه تنفسی او را میبندند

3- در هنگام پخت گوشت استخوانهای ریز را ( علی الخصوص از مرغ و ماهی) به صورت دقیق خارج سازید

4-  به کودکتان اجازه ندهید با انواع آجیل و حبوبات خشک بازی کند

5- تمامی اشیا کوچک را از دسترس او دور نگهدارید و علی الخصوص در زمانی که او شروع به دهان بردن اجسام میکند

6-برای کودکتان اسباب بازیهای متناسب با سنش را خریداری کنید.اسباب بازیهای کوچک و یا اسباب بازیهای با قطعات کوچک را تا زمانی که او نحوه استفاده از آنها را یاد بگیرد از دسترسش دور نگهدارید.اسباب بازیهای با قطعات تعمیر شده نیز در این زمره هستند.

7- اگر از پستانک استفاده میکنید مطمئن شوید که قسمتهای پلاستیکی و مکیدنی آن جدا نمیشود!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 8:53  توسط مامان نی نی | 
هم اکنون بهترین ورزش برای کوچولوی شما  تمرین برای نشستن و ایستادن است.تشویق او برای نشستن همراه با تکیه گاه به صورت مدت زمانهای متناوب و زیاد ماهیچه های شکم و پشت او را تقویت میکند و ایستادن همراه با کمک ماهیچه های پاهای او را تقویت میکندالبته قبل از شما کوچولوتون به سرعت برق این کارها رو انجام میده! آیا رشد کودک شما با منحنی رشد مطابقت میکند؟ البته اکثر کودکان در یک منحنی بسیار خوب رشد میکنندولی شما باید هر ماه رشد کوچولویتان را با منحنی تطبیق بدهید و به کوچکترین ناسازگاری اهمیت بدهید و  او رو به دکترش نشون بدبد!منحنی رشد را میتوانید اینجا ببینید

حالا دیگه کوچولوی شما قادره که به طور کامل اشیا رو با چشمهاش دنبال کنه و اونها رو با هر دو دستش بگیره. دید چشمهای او هنوز کامل نشده و عمق بینائی در حال کامل شدن است و به زودی بینائی او وضوح خود را بدست خواهد آورد!

کوچولوی شما به صورت فزاینده ای به طرف صدا ها بر میگرددبه طوری که خودش رو روی بازوهاش نگه داشته! همیشه به طور کامل دور و اطراف را بررسی کنید و وقتی او روی شکم خوابیده او را تنها نگذارید و تمامی بالشها و چیزهای نرم را از اطراف او دور کنید


و اما نی نی :

رشد اون طبق منحنی رشد به صورت بسیار عالی رو به پیشرفته! او دیگه اسمشو کاملا میشناسه وتا اسمشو میبری زود بر میگرده! رو تختش کلی کوسن و بالش داره تا میذارمش رو تختش همرو میریزه رو سرش! یه چیز جالب هم هست و اون اینکه هر چیزی که روش میاندازیم میکشه رو صورتش و میخوابه
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 11:45  توسط مامان نی نی | 
یه سال بیشتره که دارن از افزایش مرخصی زایمان حرف میزنن یه ماه بیشتر هم هست که از تصویب نهائیش گذشته ولی خبری از آئین نامش نیست! یه هفته از مرخصیم مونده و عزا گرفتم!  نمیدونم با این کوچولو چیکار باید بکنم ! آخه من همیشه به این فکر میکنم که این کوچولو که با پای خودش نیومده به این دنیا! ما به زور از دستش گرفتیم کشوندیمش این دنیا حالا باید بهش بگیم از چهار ماهگیت مجبوری کارمند باشی! دیگه دارم خودمو به آب و آتیش میزنم که مگه مرخصی 6 ماهه منو هم شامل بشه! اون روز یه مطلبی خوندم که نوشته بود این مرخصی اونهائی که بعد از 6 تیر رفتن مرخصی رو شامل میشه! و نوشته بود اونهائی که در حال مرخصی هستن معلوم نیست که شامل بشه یا نه! منهم دست بکار شدم! یه نامه به رئیس جمهور نوشتم و ازش خواهش کردم که اونهائی رو شامل بشه که بچه زیر 6 ماه دارن! بعد از ریاست جمهوری نامه اومد که رو نوشت نامت رو فرستادیم وزارت رفاه! ولی تا حالا خبری از وزارت رفاه نیست! دیروز باز هم یه نامه نوشتم که خبری از جواب نامه ام نیست! حالا باید صبر کنم ببینم تا3 شنبه بعد که مرخصیم تموم میشه چی میشه! اگه شامل منهم شد که خدا رو شکر ! اگه نشد تصمیم گرفتم برم یک ماه مرخصی بگیرم بعدشم تا عید مرخصی بدون حقوق! بعدشم خدا بزرگه! نی نی  هم یه کم بزرگ میشه! میگذارمش پیش یکی از مامانهامون! آخه همیشه به این فکر میکنم که از تمام این لحظال شیرینش کمال استفاده رو بکنم! حالا دیگه چند وقتیه که خودم حمومش میکنم! کلی هم ذوق میکنم! شیطون بلا کلی هم شلوغ شده ! اون روزی به بابائی میگمکه صبر کن راه بیفته یه دماری از روزگارمون در بیاره ! کاملا احساسا میکنم از اون بچه های شیطون میخواد بشه که یه جا بند نمیشن! از نوع دست و پا زدنش معلومه! چند با گذاشتمش تو روروکش!میذاره رو دنده عقب و دبرو! بعدش یه جا گیر میافته و دادش در میاد! تازگیها هم تا میخوام بخوابونمش رو بالش تمام فکرش پیش اینه که یه جوری بلند شه! سرش تا نصفه های پشتش رو بلند میکنه بعد شالاپی میافته رو بالش! غلت میخوره بعد یه دستش میمونه زیرش داد میکشه که بیائید منو نجات بدید! خلاصه هر روز یه فیلمی داریم دیگه!

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:52  توسط مامان نی نی | 


آیا تا بحال کوچولوی شما دچار سوختگی پا شده؟احتمالا شما تا بحال لااقل یک بار آن را تجربه کرده اید!

در واقع اکثر کودکان در فاصله 4 تا 15 ماهگی هر دوماه یکبار دچار این سوزش میشوند! پوست نواحی که در زیر پوشک میماند قرمز شده و پف میکند یا جوشهای قرمز و مسطحی پدیدار میشود اگر کوچولوی شما دارای پوست حساسی باشد یک کهنه کثیف کافیست تا علائم جوشهای سوزش پیدا شود! اسهال نیز باعث این جوشها میشود.در زیر چند روش برای جلوگیری از سوزش پای کودک برای شما توصیه میشود:

1- تا جائی که ممکن است زیر کودک حود را خشک نگه دارید! کهنه او را بعد از این که خود را خیس یا کثیف کرد تا جائی که ممکن است زود به زود عوض کنید و در هر بار تعویض نقاط مربوطه را به خوبی تمیز کنید(اگر ممکن است بشوئید)آن را به نرمی و به صورت نوازش پاک کنید نه بصورت مالیدن و سائیدن! تا جائی که ممکن است به او اجازه بدهید بدون کهنه یا پوشک باشد! و رطوبت به وسیله هوا خشک شود.

2- بعد از هر تعویض نواحی را به وسیله پماد محافظ بپوشانید و از استفاده از پودر جدا بپرهیزید چرا که موجب صدمه زدن به ریه های او و همچنین پاهایش میشود!(تجربه من اینه که پماد کالاندولا خیلی خوب جواب میده! )

3- چنانچه از کهنه استفاده میکنید از پارچه های نرم و نخی استفاده کنید و آنرا شل ببندید تا پوست کودک بتواند تنفس کند!

4- اگر شما از کهنه پارچهای استفاده میکنید برای شستشوی آنها از مواد شوینده خوشبو و همچنین از نرم کننده ها استفاده نکنید چرا که این مواد ممکن است موجب سوزش و دردناک شدن پای او شود.از آب داغ استفاده کنید و دوبار آنها را بشوئید و در اولین نوبت نصف فنجان سرکه بر روی آنها بریزید تا خاصیت قلیائی آنها از بین برود

5- تا جائی که میتوانید با شیر مادر اورا تغذیه کنید چرا که خاصیت قلیائی ادرار کودکان شیر مادر خوار بسیار کمتر است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 13:58  توسط مامان نی نی | 
 

کوچولوی شما شروع به 2 برابر کردن وزن هنگام تولد خود میکند و شاید او شروع به کاهش تغذیه خود کند!معده و دستگاه گوارش او نیز همراه خودش رشد میکنه و اون مثل سابق نیاز خوردن نداره! اگر از شیر مادر تغذیه میکنه تغذیه او به حدود 6-8 بار در روز  تقلیل پیدا خواهد کرد و اگر از شیر خشک و یا از هر دو تغذیه میکنه به 5-6 بار در روز تقلیل پیدا خواهد کرد

کوچولوی شما یاد میگیره که هر چیزی اسمی داره ! اگرچه هنوز چند ماهی مانه که شما کلماتی رو از زبان او بشنوید ولی او شروع به درک این میکند که شما مادر(مامان) نام دارید یا مثلا اسباب بازی محبوبش خرسی نام داره و ...

او همچنان به بازی با دستانسش تا وقتی که هماهنگی ها و توانائیهایش کامل شود ادامه میدهد ولی مواظب باشید! وقتی که او به چیزی مانند موها و تا جواهرات و ... شما میرسد با دستانش به موهای شما چنگ میزند و ول کن ماجرا هم نیست!

توجهتان را به اعضای کودکتان به نهاست برسانید مخصوصا انگشتها و مشت او چون که صر چیزی رو میگیره و امکان داره دستهاش به مو یا طنابی پیچیده شده باشه و مانع گردش خون بشه پس باید مواظب این قضیه باشید

و اما نی نی  خان ما!

اسمشو دیگه میشناسه! ولی بعضی وقتها محل نمیذاره!(وقتی بیشتر از 2 بار صداش بزنی)اسباب بازیها و جغجغه هاش رو با دستهاش میگیرع و تا میگیره مستقیما به طرف دهنش میبره! عاشق یه اسبا بازیش که اسمش آقا شیره هستش است! 2-3 روزه نق نقو شده! میگه همش بشین کنارم با من بازی من تا از جام بلند میشم شروع به داد و فریاد میکنه! منو مانل میشناسه و اگه یه هو دید من نیستم دهنش و تباشئ جمع میکنه(این حالتش خیلی با مزه ست) و میهواد که گریه بکنه! علی الحصوص وقتی نیذارمش پیش مامان یا مادر شوهرم و میرم بیرون! خوردنش اصلا کم نشده که زیاد تر هم شده! وقتی رو تخت کنار دستم میخوابونمش زود میپیچه به طرف من و دهنشو باز میکنه نمیدونین چقدر با مزه این کارو میکنه! چند روزیه حوابش هم کم شده ! از امروز گذاشتمش تو روروکش ! البته فکر میکنم یه کم زود باشه ولی دیگه خسته ام میکنه! اصلا نمیذاره به کارهام برسم الان هم رفته پیش مادر شوهرم!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 19:58  توسط مامان نی نی | 
 

اگر کودک شما دستش را برای گرفتن یک اسباب بازی دراز میکنه از او انتظار نداشته باشید که درچند بار اول  اون رو بگیره چرا که او هنوز در حال تکامل هماهنگی بین چشمها و دستهاشه!جغجغه ها و اسباب بازیهائی که میتوانند از صندلی او آویزان باشند در این تکامل به او کمک خواهند کرد!

تعویض اسباب بازیها برای تحریک حس کنجکاوی:کوچولوی شما با اسباب بازیهائی که از پارچه های رنگارنگ درست شدند و همچنین از جنسهای براق درست شده اند و اونهائی که صدا تولید میکنند میتونند او رو فریب بدهند!

کوچولوی شما همچنان برای راحتی و همچنین خلاصی از استرس انگشت و یا دستهاشو میمکد تا زمانیکه بدن او به اندازه کافی ورزیده بشه و او بتونه هر چیزی رو که به دستش میرسه به دهنش ببره! در چند ماه آینده فقط از او انتظار داشته باشید که هر چیزی را که به دستش میرسد به طرف دهنش ببره حتی پاهایش را!

همچنین عضله های گردن فرزند شما در عرض چند ماه آینده به صورت فزاینده و چشم گیری نیرومندخواهند شد! شاید شما بگوئید که هنوز گردن اوکمی وول میخوره ولی اگر شما اونو از حالت خوابیده به حالت نشسته بکشید این تمری باعث تقویت عضلات گردن او خواهد شد!


و اما نی نی  :

وقتی نی نی  رو به روی شکم میذاریم خودشو بلند میکنه و دو روزه که در اینحالت دستشو به طرف اسباب بازیهاش میبره و از یه دستش به عنوان تکیه گاه استفاده میکنه! تازگیها کلی زحمت میکشه و غلت میخوره بعد دستش زیرش میمونه و جیغ میکشه! اسباب بازیعاشو نگه میداره )فقط چند ثانیه(البته تازگیها متوجه شدم که از دست چپش بیشتر استفاده میکنه

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 13:6  توسط مامان نی نی | 
دیروز روز پدر بود و بابائی نی نی  اولین سال پدر بودنش بود ! جاتون خالی به مناسبت روز پدر پنجشنبه یه کنسرت حسابی (آذری) بود و ما رفته بودیم کلی حال کردیم ! حسابی شاد بود! کلی جیغ و داد کشیده بودیم همراه خوانندش(رحیم شهریاری) کلی خونده بودیم! البته خدا مامانمو نگه داره که نی نی  رو نگه داشته بود که ما یه کم خوش باشیم خاله اسما و مان و بابای بابائی هم اومده بودن! حسابی خوش گذشت! بعد اومدن دیدم حسابی شیرم زیاد شده!( موسیقی تنها شیر گاو ها رو زیاد نمیکنه شیر بنی آدمم رو هم زیاد میکنه)خلاصه کلی حالم خوب شده بود جمعه هم عروسی پسرخالم بود بازم کلی حرکات موزون و جیغ و داد شیرمو زیاد کرده بود! از اونجائی کهه قرار بود تلافی روز زن رو روز پدر در بیارم منم عوض مبلها برای بابائی هندی کم گرفتم! آخه هندی کم مامان اینها یه سال بیشتر بود خونه ما بود! خلاصه بابئی قبول نمیکرد و میگفت از این هدیه روز پدر نمیشه (دلم خنک شد)صبح دیروز هم رفته بودیم واسه پدرهامون کادو بخریم بابائی کلی خودشو تحویل گرفت و واسه خودش خرید کرد
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 12:10  توسط مامان نی نی | 
از وقتی نی نی به دنیا اومده من کلی عکاس باشی شدم! یه سری عکس جدید ازش گرفتم ببینید!

 

 

اینجا هم دور از چشم بابائی لختش کردم که عکسشو بگیرم

 

آب دهنش روی همه لباسهاش هست!

 

نی نی در حال اندیشیدن

 

نی نی  با لباس خوابش

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 12:29  توسط مامان نی نی | 

 

بیشتر مطالعات  نشاندهنده اینست که ایجاد یک محیط مهیج برای بچه ها به کامل شدن هر چه سریع حواس پنجگانه اونها کمک یسزائی میکنه!همچنین بازیهای مهیج همانند محیط در این سن این اثرات رو دارن!

همچنین این فعالیتها  یک فرصت بینظیر رو برای ارتباط با فرزندتون و تشویق او برای یادگیری ایجاد میکنه! سعی کنید یک زنگوله رو که به یه زنجیر وصله به گوزک پا یا مچ دستش ببندید او شروع میکنه به فهمیدن این که وفتی او دستش یا پاهاش رو تکون میده  زنگوله صدا ایجاد میکنه و این موضوع به او کمک میکنه که از بدنش آگاهی داشته باشه و بتونه هماهنگی بین دست و پا رو مدیریت کنه! و در این مواقع بازی به صداهائی که او تولید میکنه حساس باشید چرا که وفتی حوصله اش سر بره باید بازی رو قطع کنید( میانه روی رو در نظر داشته باشید!)

شاید کوچولوی شما  طی این روزها با دستها و بازوهاش بتونه خودشو بلند کنه با این اتفاق هیجان زده نشید چرا که این حرکت حل نصف معادله چهار دست و پا رفتنه! او نیاز داره که بالانس کردن و همامنگی اون با پاهایش رو تمرین کنه! هر چند اگر کوچولوی شما شروع کرد به نگه داشتن نیم تنه خودش روی دستهاش بدونید که به زودی شروع میکنه به دور خودش بچرخه!

کوچولوی شما به تمرین کردن و آزمایش صدای خودش ادامه میده و دامنه واژه هائی رو که تولید میکنه بیشتر میشه! او شروع میکنه به ایجاد صداهائی همچون اه و اوه! و یاد میگیره که میتونه صداها رو با تغییر شکل دهانش تغییر بده!

کوچولوی شما شروع با باز کردن دستهاش و نزدیک کردن اونها به هم مثل حالی مانند کف زدن تا هماهنگی بین دست و چشم کامل بشه!

او وقتی اسباب بازیش نزدیکشه به اون تیک میزنه وقتی علاقه اش رو به اسباب بازی دیدید سعی کنید اون رو نزدیکش بیارید تا بتونه به اونها دست بزنه!

و اما نی نی ناز ما  !

این کوچولوی مامانی با اسباب بازیهاش خیلی رفیقه ! جغجغه هاش رو میدم دستش 30 – 40 ثانیه ای اونهارو نگه میداره!

میخواد اونهارو ببره به دهنش! با دستهاش انگشتهای منو میگیره و میخواد خودشو بلند کنه! یه جا که میخوابونمش 60-70 درجه ای میچرخه ! با بابائی یه حالتی مثل کل کل کردن داره اون که باهاش حرف میزنه و براش ادا در میاره کلی جیغ و داد راه میندازه!

هفته پیش رفتیم پیش دکترش پ1 پسرم کلی بزرگ شده!وزنش شده بود 6.900 ! دکترش میگفت خیلی بلاست یه جا بند نمیشه! یه نگرانی دیگه اعصابمو ریخته بهم ! و اون این که فکر میکنم یه گوشش حساس نیست وقتی طرف گوش چپش صدا ایجاد میشه به طرف صدا بر میگرده ولی در مورد گوش راستش بعضی وفتها بر نمگرده! امروز قراره بریم شنوائی سنجی! ایشالله که چیزی نیست!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 12:3  توسط مامان نی نی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه

پیوندهای روزانه
تزئین
غذای ترکیه1
غذای ترکیه
سفره رنگین
عکاسی
لیست بروز شده ها
فول آلبوم
پیام نامه دنیای کودک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
هفته نهم
تجربه های شخصی
معرفی کتاب
هفته دهم
توصیه به مادران
هفته 11
هفته 12
هفته 13
هفته 14
هفته 15
هفته 16
هفته 17
هفته 18
هفته 19
هفته 20
هفته 21
هفته 22
پیوندها

عسل بانو جون
راستین کوچولو عزیز مامان ویدا
شهراد کوچولو
من و نی نی گوگولی
آرین ومامانی
نی نی گل ما
من و فرشته‌ي كوچكم
نی نی گولو
ایلیای مامان
الهام مامان نی نی کوچولو
فريبا جون مامان رايان كوچولو
رویای شیرین
نیما شیر پسر
دختر من
دنى دردونه من
مهدیار موش کوچولو
کوشا جون غنچه زمستون
لذت با تو بودن
منتظریه کفشدوزک ناز
بیبی فوتو
من و پسرم
بچگيهای ديبا و پرند
الهام مامان دل آرام
آنديا جون عشق مامان مژگان
نی نی ناز و نازبانو
نورا کوچولو
یکتا جون
لیلا جون مامان آرین کوچولو
یاسمن کوچولو
یونا جون
داستانهای وروجک و مامانی
پاپیون صورتی
نگار مامان محمد مهدی
روزانه هاي ما
کتاب کودک
مانا و مانيا (دوقلوها)
روزنگار خانم شین
دنيــــاي ان. ال. پی
فنگ شوئی
کلبه عشق
نی نی عسل ما
برای نخود وفندقم
پویان جون
لاریسا جون و مامانش!
مزدا و پیشی
هستی جون
پت و مت
من و زندگی
وروجک مامان آرش
رژین کوچولو و مامان سمیرا
من، ني ني، حالا دیگه اسم دارم!
دانيال كوچولو و مامان مرجان
ایرن جون
پرهام کوچولو
دنیا عسل و دانیال جوجو
بارانی باید
آراد کوچولو
آیه کوچولو و مامان نادیا
هاله مامان ارشیا
خاله سمیرا
ایلیای مامان سالی
نوشا جون
لیلا مامان آرتا
شايلی کوچولو
ساناز مامان دانیال
الهه جون
خاطرات آرتین
آرتین خوشگله همشهری
آریای مامان سولماز همشهری
زنی به رنگ آب
ملودی جون
ایلیای مامان فریبا
کی زاد وبلاگ نویس نوزاد
آویسای خوشگل

  RSS