
|
|
کیس خواهر شوهرم اینا برای تعمیر و نصب برنامه خونه ما بود و ۵ شنبه عازم خونشون شدیم تا کیسشونو بدیم و برای نهار هم موندیم و شوشو رفت واسه فوتبال ! خونه اونا آپارتمان نیست و حیاط داره و امنیتش هم خیلی عالیه و ۲ طبقه است که پله ها فرش شدن! از بس رفت تو حیاط و طبقه بالا و پائین و با پسر عمه هاش کلی بازی کرد و با اسباب بازیهای اونا بازی کرد و ظهر هم نخوابید شب ساعت ۹ وقتی سوار ماشین شدیم تا برسیم سر کوچه اونا خواب خواب بود ولی شب پاهاش درد میکردن و نمیتونست بخوابه و من و بابائی تا صبح در حال ماساژ دادن بودیم! دیروز هم رفتیم به یکی از معادن باباجون تا از مناظر اطرافش استفاده کنیم! برای آر تا دیدن ماشین آلات سنگین از نزدیک و فیلم عملیbob the builder کلی کیف داشت بعد دیدن گله گوسفند و بز و بره و سوسک و کفشدوزک و مارمولک و ...... کلی براش خوب بود و کلی کیف میکرد ! ما هم از بوئیدن عطر تره های کوهی که واسه آش چیده بودیم و خوردن چائی کاکوتی تازه و هوای بهاره کلی کیف کردیم!
نمیدونم به اینا چی میگن اصولا ما که پیسپیسلا میگوئیم در تعقیب بعبعی ها برای ناز کردن که آخرشم نتونستیم هاپوهای نگهبان گل کردن حس عکاسی من و آبجی کوچیکه اینا رو خاله بعد کلی تعقیب و گریز از مارمولکهای محترم ابتیاع نمودندی و اینا هم از هنرهای بنده است جون من ببینید چه ژستی گرفته جلوی دوربین |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:57 توسط مامان نی نی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من و همسر عزیزم در 6 آذر هفناد و نه با هم عقد کردیم و در 7 مرداد هشتاد و یک زندگی مشترکمان را شروع کردیم! و در 23 فروردین هشتاد و شش خداوند با دادن یک موجود کوچولو و معصوم زندگی ما را عشقی دوباره بخشید! این وبلاگ درباره خاطرات ما و پسر کوچولومونه
|
| پیوندهای روزانه |
|
تزئین غذای ترکیه1 غذای ترکیه سفره رنگین عکاسی لیست بروز شده ها فول آلبوم پیام نامه دنیای کودک آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
هفته نهم تجربه های شخصی معرفی کتاب هفته دهم توصیه به مادران هفته 11 هفته 12 هفته 13 هفته 14 هفته 15 هفته 16 هفته 17 هفته 18 هفته 19 هفته 20 هفته 21 هفته 22 |
|
|